MedaNet Journal

دانش عملی برای مدیریت فناوری اطلاعات

از ITSM و ITIL تا دارایی، عملیات، امنیت، هویت و محصولات ManageEngine؛ موضوع را پیدا کنید، سناریو را بخوانید و به اجرا برسید.

مسیرهای مطالعه

بر اساس مسئله بخوانید، نه فقط بر اساس تاریخ

تازه‌های مدانت

جدیدترین مقالات

با انتشار مطالب جدید، این بخش خودکار به‌روز می‌شود.

  • MEA چیست؟

    MEA (Monitor, Evaluate, Assess) در COBIT 2019 به نظارت، ارزیابی و ارزیابی عملکرد فناوری اطلاعات در سازمان می‌پردازد. نظارت (Monitor) شامل بررسی و پیگیری مداوم فرآیندها و عملکردهای…

    ادامه مقاله

  • DSS چیست؟

    DSS (Deliver, Service, Support) در COBIT 2019 به تحویل، خدمات و پشتیبانی فناوری اطلاعات مربوط می‌شود. این حوزه تضمین می‌کند که خدمات IT به‌طور کارآمد ارائه، مدیریت و…

    ادامه مقاله

  • BAI چیست؟

    BAI (Build, Acquire, Implement) در COBIT 2019 به ساخت، اکتساب و پیاده‌سازی فناوری اطلاعات مربوط می‌شود. این حوزه تضمین می‌کند که راه‌حل‌های IT به‌درستی توسعه، تهیه و اجرا…

    ادامه مقاله

  • APO چیست؟

    APO (Align, Plan, Organize) در COBIT 2019 به همسویی، برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی فناوری اطلاعات می‌پردازد. این حوزه تضمین می‌کند که IT با اهداف کسب‌وکار هماهنگ باشد. همسویی (Align)…

    ادامه مقاله

  • EDM چیست؟

    EDM (ارزیابی، هدایت و نظارت) یا Evaluate, Direct, Monitor یک چارچوب کلیدی در حاکمیت فناوری اطلاعات است که در COBIT 2019 معرفی شده است. این مدل شامل سه…

    ادامه مقاله

  • I&T چیست؟

    حاکمیت فناوری اطلاعات و فناوری (I&T Governance) به فرآیندها، ساختارها و مکانیزم‌هایی اشاره دارد که اطمینان حاصل می‌کنند فناوری اطلاعات و فناوری (I&T) به‌طور اثربخش از اهداف سازمانی…

    ادامه مقاله

  • نقشه‌برداری هدفمند برای موفقیت سازمانی

    استراتژی‌ها طرح‌هایی هستند که برای دستیابی به اهداف مشخص طراحی می‌شوند. COBIT 2019 این امکان را برای متخصصان فراهم می‌آورد تا کنترل‌های استاندارد در زمینه اطلاعات و فناوری…

    ادامه مقاله

  • ISACA چیست؟

    ISACA یک انجمن حرفه‌ای بین‌المللی در حوزه حاکمیت فناوری اطلاعات، حسابرسی سیستم‌های اطلاعاتی، مدیریت ریسک، امنیت سایبری و کنترل‌های سازمانی است. این نهاد در سال 1969 شکل گرفت…

    ادامه مقاله

  • QCBS چیست؟

    روش QCBS (Quality and Cost Based Selection) یک روش برای انتخاب مشاور است که ترکیبی از ارزیابی کیفی و هزینه‌ای می‌باشد. ابتدا پیشنهادات مشاوران از نظر کیفیت، تخصص…

    ادامه مقاله

  • ارائه مسیر و خط‌مشی‌ها در حاکمیت فناوری اطلاعات

    حاکمیت ITIL 4 در یک بانک به‌عنوان نقشه‌ای برای مدیریت خدمات فناوری اطلاعات، نیازمند استفاده از چارچوب‌ها و ابزارهای مناسب است تا نه‌تنها استراتژی‌ها و سیاست‌های سازمان به‌درستی…

    ادامه مقاله

  • DITS چیست؟

    در ITIL 4، فعالیت Digital & IT Strategy (DITS) یکی از اجزای اساسی زنجیره ارزش خدمات است که بر تدوین استراتژی‌های دیجیتال و IT سازمان‌ها تمرکز دارد. این…

    ادامه مقاله

  • DPI چیست؟

    در ITIL 4، فعالیت Direct, Plan & Improve (DPI) یکی از اجزای مهم زنجیره ارزش خدمات است که بر هدایت، برنامه‌ریزی و بهبود مستمر خدمات و فرآیندهای سازمانی…

    ادامه مقاله

KEEP LEARNING

موضوعی در ذهن دارید؟ از جست‌وجوی مدانت شروع کنید

میان صدها مقاله، راهنما، محصول و صفحه تخصصی، سریع‌تر به پاسخ مناسب برسید.

جست‌وجو در کل مدانت
آذر ۲۲, ۱۴۰۳

مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) در ITSM

امروز شنبه است؟! مهم نیست. شنبه اولین روز هفته است؛ نه از آن شنبه‌هایی که قرار است کاری را شروع کنی و نمی‌کنی :).در اولین روز هفته کارمند واحد مالی، پشت میز کارش نشسته و قصد دارد گزارش مالی ماه گذشته را آماده کند. اما قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد، با یک چالش روبه‌رو می‌شود: نرم‌افزار مالی خطا می‌دهد، سیستم مدیریت ایمیل کند شده، و هیچ‌کس در بخش فناوری اطلاعات پاسخگو نیست. حالا او که باید وقتش را صرف تحلیل داده‌ها کند، نیمی از روزش را به جست‌وجوی راه‌حل برای مشکلات فنی اختصاص می‌دهد. بهره‌وری او کاهش می‌یابد، احساس خستگی و ناامیدی می‌کند و در نهایت، نارضایتی‌اش از محیط کار بیشتر می‌شود. این سناریو در بسیاری از سازمان‌ها تکرار می‌شود؛ جایی که تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) نادیده گرفته شده و فناوری به‌جای کمک، به مانعی تبدیل می‌شود. اما اگر سازمانی رویکردی هوشمندانه به DEX داشته باشد، همین مشکلات به راحتی قابل پیشگیری هستند. با مدیریت صحیح تجربه دیجیتال کارکنان، علی دیگر نیازی به تحمل این مشکلات نخواهد داشت. او به راحتی از سیستم‌های سریع و قابل اعتماد استفاده می‌کند، پشتیبانی به‌موقع دریافت می‌کند، و روز کاری‌اش را با بهره‌وری و رضایت بیشتری سپری می‌کند. این همان قدرت DEX است که می‌تواند تغییرات بزرگی در محیط کاری ایجاد کند. اما مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) یعنی چه؟ مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (Digital Employee Experience) یا DEX، رویکردی نوین در سازمان‌ها است که بر بهبود تعاملات دیجیتال کارکنان با ابزارها، سیستم‌ها، و فرآیندهای کاری متمرکز می‌باشد. هدف اصلی DEX ایجاد محیطی است که بهره‌وری، رضایت و انگیزه کارکنان را افزایش دهد. این مفهوم شامل ارزیابی و بهینه‌سازی ابزارهای دیجیتال، ارائه آموزش‌های مناسب، کاهش پیچیدگی سیستم‌ها، و رفع موانع فنی است. DEX با استفاده از داده‌ها و تحلیل‌های رفتاری، نقاط ضعف در تجربه دیجیتال را شناسایی و برای بهبود آن‌ها اقدام می‌کند. پیاده‌سازی موفق DEX نه‌تنها موجب افزایش بازدهی سازمان می‌شود، بلکه باعث تقویت روحیه تیمی، کاهش فرسودگی شغلی، و بهبود ارتباط میان کارکنان و سازمان نیز خواهد شد. مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) چیست و چگونه اجرا می‌شود؟ مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) به معنای بهبود کیفیت تعامل کارکنان با ابزارها، فناوری‌ها و سیستم‌های دیجیتال در محیط کار است. هدف اصلی DEX این است که فرآیندهای کاری دیجیتال برای کارکنان ساده، مؤثر و لذت‌بخش شود و از موانع فنی یا پیچیدگی‌های غیرضروری جلوگیری شود. چگونه DEX را اجرا کنیم؟ با اجرای DEX، کارکنان تجربه‌ای بهتر از محیط کار خود خواهند داشت، که منجر به افزایش انگیزه، بهره‌وری و رضایت شغلی آن‌ها می‌شود. DEX در ITSM: تجربه دیجیتال کارکنان در مدیریت خدمات فناوری اطلاعات در حوزه مدیریت خدمات فناوری اطلاعات (ITSM)، تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) به معنای بهبود کیفیت خدمات فناوری اطلاعات از نگاه کاربر داخلی (کارکنان) است. DEX در ITSM فراتر از حل مشکلات فناوری است و بر ارائه خدماتی متمرکز است که کارکنان بتوانند بدون اختلال و با رضایت بالا از ابزارها و فرآیندهای IT استفاده کنند. چرا DEX در ITSM مهم است؟ DEX در فرآیندهای ITSM ابزارها و تکنولوژی‌ها یکپارچگی DEX با ITSM باعث می‌شود خدمات IT نه‌تنها پاسخگوی نیازهای فنی باشند، بلکه به بهبود تجربه کاری و افزایش رضایت کارکنان نیز کمک کنند. این رویکرد، IT را به یک شریک استراتژیک برای کسب‌وکار تبدیل می‌کند. تفاوت DEX با UX تجربه دیجیتال کارکنان با تجربه کاربری متفاوت است: در ادامه جدول مقایسه‌ای بین مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) و تجربه کاربری (UX) آورده شده است: ویژگی مدیریت تجربه دیجیتال کارکنان (DEX) تجربه کاربری (UX) هدف اصلی بهبود تجربه کارکنان در استفاده از ابزارها و سیستم‌های دیجیتال در محل کار بهبود تعامل کاربران با محصولات و خدمات دیجیتال (مشتری‌ها) تمرکز محیط داخلی سازمان و کارمندان آن مشتریان و کاربران […]
آذر ۳, ۱۴۰۳

مدیریت دارایی فناوری اطلاعات در مقابل مدیریت موجودی فناوری اطلاعات

پس باید فراموش نکنید که مدیریت موجودی فقط برای ردیابی تجهیزات نیست، بلکه ستون فقرات مدیریت جامع دارایی فناوری اطلاعات است. از طرفی مدیریت دارایی فناوری اطلاعات به شما کمک می‌کند از خرید تا واگذاری دارایی‌ها را به‌طور کامل پیگیری کنید، در حالی که مدیریت موجودی تضمین می‌کند که همه‌چیز در دسترس و در سطح بهینه باقی بماند. با ترکیب مدیریت موجودی و دارایی فناوری اطلاعات، از مزایای هر دو دنیا بهره‌مند شوید: ردیابی دقیق و بهینه‌سازی هزینه‌های فناوری اطلاعات!. پس اگر به دنبال بهترین روش برای مدیریت فناوری اطلاعات خود هستید، با ترکیب مدیریت موجودی و مدیریت دارایی راه‌حلی قوی برای بهره‌وری بیشتر و امنیت بالاتر ارائه خواهید داد. چطور؟ مدیریت دارایی در مقابل مدیریت موجودی یکی از بزرگترین چالش‌ها برای مدیران دارایی فناوری اطلاعات، حفظ یک رکورد دقیق از مکان و وضعیت هر دارایی متعلق به سازمان است. چرا که بخش زیادی از بودجه فناوری اطلاعات صرف خرید این دارایی‌ها می‌شود. برای پاسخ به سوالاتی ساده مانند “آن دارایی کجاست؟”، مدیران دارایی فناوری اطلاعات اغلب باید دارایی‌های دیجیتال خود را جستجو کنند، طوری که این جستجو گاهی شبیه به جستجوی سوزن در انبار کاه است. اما این انبار کاه به طور دائم در حال حرکت، رشد و گاهی اوقات به طور کامل ناپدید می‌شود. این وضعیت پویا در مدیریت دارایی‌ها، تا حد زیادی به دلیل عواملی همچون شیوه‌های ضعیف کاری کارکنان، ظهور کار ترکیبی و روندهای جدیدی مانند «دستگاه خود را بیاورید» (BYOD) ایجاد شده است. این روندها منجر به پراکندگی دارایی‌ها فراتر از مرزهای شرکت می‌شود و پیچیدگی‌های بیشتری را در فرآیند ردیابی دارایی‌ها ایجاد می‌کند. یک سیستم مدیریت موجودی و دارایی قدرتمند می‌تواند به طور مؤثر به مقابله با این چالش‌ها کمک کند و به مدیران دارایی فناوری اطلاعات امکان دهد تا به سادگی مکان و وضعیت هر دارایی را شناسایی کنند. اما این دو فرآیند چقدر مشابه یا متفاوت هستند؟ اگرچه مدیریت دارایی فناوری اطلاعات (ITAM) و مدیریت موجودی فناوری اطلاعات (ITIM) ممکن است در نگاه اول مشابه به نظر برسند، درک نقش‌های متمایز آن‌ها برای ایجاد یک سبد دارایی جامع فناوری اطلاعات ضروری است. این امر همچنین امکان ردیابی بلادرنگ دارایی‌ها و هر یک از چرخه‌های عمر آن‌ها را فراهم می‌آورد. در ادامه، به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه سیستم‌های مدیریت موجودی و دارایی، فرآیند کار را برای مدیران دارایی فناوری اطلاعات ساده‌تر می‌کنند.
مهر ۲۲, ۱۴۰۳

مدیریت مالکیت دارایی‌های فناوری اطلاعات

در دنیای امروز، مدیریت دارایی‌ها به یک هنر و علم تبدیل شده. با رشد سریع فناوری و تغییرات مداوم در بازار، سازمان‌ها نیازمند استراتژی‌های هوشمندانه‌ای هستند که بتوانند دارایی‌های خود را به بهترین نحو مدیریت کنند. تعیین مالکیت دارایی‌های فناوری اطلاعات و روابط آن در بخش مدیریت دارایی چیزی است که اگر به درستی انجام شود ارزش چشمگیری را رقم می‌زند… در چارچوب مدیریت دارایی‌ها (Asset Management) و مدیریت روابط (Relationship Management) طبق ITIL، نیاز به مشخص کردن هر دو مورد “مالک دارایی” و “استفاده‌کننده” وجود دارد، ولی هر کدام به جنبه‌های متفاوتی از مدیریت متمرکز می‌شوند: 1. مدیریت دارایی‌ها (Asset Management):    – در این بخش، “مالک دارایی” بسیار اهمیت دارد. باید مشخص شود که چه کسی یا چه واحدی در سازمان مالک قانونی و مسئولیت‌دار دارایی است. این به شما کمک می‌کند تا فرآیندهای مدیریت، نگهداری، به‌روزرسانی و کنترل دارایی‌ها را به درستی انجام دهید. دانستن مالک به سازمان امکان می‌دهد که مسئولیت‌های مالی، تعمیرات، جایگزینی و سایر تصمیمات مرتبط با دارایی را پیگیری کند. 2. مدیریت روابط (Relationship Management):    – در این بخش، تمرکز بیشتر بر “used by” است. باید مشخص شود که چه کسی یا چه بخشی از سازمان از دارایی استفاده می‌کند. این کمک می‌کند تا ارتباط بین خدمات فناوری اطلاعات و کاربران آن خدمات بهتر درک شود و اطمینان حاصل شود که استفاده‌کنندگان به درستی از دارایی‌ها بهره می‌برند. همچنین این اطلاعات برای مدیریت تجربه کاربری و بهینه‌سازی فرآیندهای پشتیبانی بسیار مفید است. در نتیجه، در مدیریت دارایی‌ها بیشتر تمرکز بر مالک دارایی است و در مدیریت روابط بر استفاده‌کنندگان (used by). هر دو جنبه برای مدیریت موثر دارایی‌های فناوری اطلاعات و پشتیبانی از خدمات ضروری هستند. تعیین مالکیت دارایی تفاوت بین کاربر و مالک یک دارایی (مانند کامپیوتر) به نقش‌ها و مسئولیت‌های هر یک برمی‌گردد. در زیر این تفاوت‌ها به‌طور خلاصه توضیح داده شده است: مفهوم کاربر استفاده کننده یا Used By مالک یا Owner تعریف شخصی که از دارایی (مانند کامپیوتر) استفاده می‌کند. شخص یا گروهی که مسئولیت کلی دارایی را بر عهده دارد. نقش استفاده روزمره از دارایی و بهره‌برداری از آن. مدیریت، نگهداری و تصمیم‌گیری در مورد دارایی. مسئولیت‌ها – استفاده صحیح از دارایی.– گزارش مشکلات یا خطاها. – تعیین نیازمندی‌ها و الزامات.– نظارت بر عملکرد و امنیت.– برنامه‌ریزی برای به‌روزرسانی‌ها و تعمیرات. اختیارات ممکن است محدود به استفاده از نرم‌افزارها و تنظیمات باشد. حق تصمیم‌گیری در مورد تغییرات، خریدها و مدیریت کلی دارایی. مالکیت قانونی کاربر می‌تواند مالکیت قانونی نداشته باشد، به‌ویژه در سازمان‌ها. مالکیت قانونی و حقوق رسمی بر روی دارایی.
مهر ۱۵, ۱۴۰۳

SLO یک جز کلیدی در مدیریت خدمات مدرن

SLO چیست و به چه کاری می‌‌آید؟ SLO (Service Level Objective) در ITIL4 به عنوان یک بخش کلیدی در مدیریت خدمات فناوری اطلاعات تعریف شده است. SLO هدفی قابل اندازه‌گیری برای ارائه خدمات است که معمولاً در قالب کیفیت یا سطح عملکرد یک سرویس مشخص می‌شود. این اهداف براساس نیازهای تجاری و انتظارات مشتریان تعریف شده و با شاخص‌هایی مانند زمان پاسخگویی، دسترسی، و قابلیت اطمینان سرویس مرتبط هستند. Service Level Objectives (SLO) به‌طور خاص در نسخه‌های پیشین ITIL مطرح نشده بود، اما در ITIL4 که در سال 2019 منتشر شد، این مفهوم به‌طور رسمی به عنوان بخشی از مدل خدمات و مدیریت خدمات معرفی گردید. در ITIL4، SLOها به عنوان بخشی از توافقات سطح خدمات (SLA) و همچنین به عنوان اهدافی برای اندازه‌گیری و بهبود کیفیت خدمات در نظر گرفته می‌شوند. این نسخه به سازمان‌ها کمک می‌کند تا بر اساس اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری عمل کنند و کیفیت خدمات خود را ارتقا دهند. سناریو: یک شرکت میزبان وب یا هاستینگ گفته: “وب‌سایت مشتری باید حداقل 99.9% از اوقات در طول ماه در دسترس باشد.” به این می‌گویند SLA و همچنین قول داده‌اند در صورت عدم رعایت، مشتری می‌تواند درخواست جبران خسارت به صورت تخفیف داشته باشد. برای تأمین این دسترس‌پذیری، وب‌سایت باید معیارهای خاصی داشته باشد که به وضوح مشخص می‌کند وب‌سایت باید حداقل 99.9% از اوقات در طول ماه در دسترس باشد، که معادل حداکثر 43.2 دقیقه زمان عدم دسترسی در هر ماه است. همچنین، مدت زمان لازم برای بازیابی سرویس پس از بروز مشکل نباید بیش از 1 ساعت باشد. این معیارها به ارائه‌دهنده خدمات و مشتری کمک می‌کنند تا عملکرد خدمات را به‌طور مؤثر اندازه‌گیری و ارزیابی کنند. به این می‌گویند SLO. مزایای SLO در اینجا جدولی از مزایای Service Level Objectives (SLO) آورده شده است: مزیت شرح بهبود کیفیت خدمات SLOها اهداف مشخص و قابل اندازه‌گیری برای کیفیت خدمات تعیین می‌کنند که به بهبود مستمر خدمات کمک می‌کند. شفافیت و اعتماد تعریف SLOهای واضح به مشتریان کمک می‌کند انتظارات خود را بهتر مدیریت کنند و اعتماد بیشتری به ارائه‌دهندگان خدمات پیدا کنند. نظارت و ارزیابی SLOها به عنوان معیارهای سنجش عملکرد عمل می‌کنند و امکان ارزیابی مداوم کیفیت خدمات را فراهم می‌کنند. تسریع در شناسایی مشکلات وجود SLOها به تیم‌های فنی اجازه می‌دهد تا به‌سرعت مشکلات را شناسایی و برطرف کنند، که زمان بروز مشکلات را کاهش می‌دهد. مدیریت منابع بهتر SLOها به سازمان‌ها کمک می‌کنند تا منابع خود را به‌طور مؤثرتری مدیریت کنند و بر روی حوزه‌های خاصی که نیاز به بهبود دارند، تمرکز کنند. دستاوردهای قابل اندازه‌گیری SLOها امکان اندازه‌گیری کمی موفقیت‌ها را فراهم می‌کنند و به ارائه گزارش‌های دقیق به ذینفعان و مدیران کمک می‌کنند. مشارکت کارکنان SLOها می‌توانند به ایجاد انگیزه و مشارکت بیشتر در تیم‌ها کمک کنند، زیرا اعضای تیم می‌دانند که چه انتظاراتی از آن‌ها وجود دارد و چگونه می‌توانند به اهداف برسند. این جدول به‌خوبی مزایای SLOها را به‌صورت مختصر و واضح نمایش می‌دهد و به سازمان‌ها کمک می‌کند تا ارزش افزوده این مفهوم را در مدیریت خدمات خود درک کنند. ادامه مطلب در صفحه ۲
بهمن ۱۲, ۱۳۹۴

متخصص ITSM کیست و چه وظایفی دارد؟

متخصص ITSM کیست؟ شرح وظایف، ویژگی‌ها و مهارت‌های نرم و سخت وقتی سامانه فروش یک شرکت از دسترس خارج می‌شود، ایمیل سازمانی درست کار نمی‌کند یا کاربران برای دریافت یک دسترسی ساده چند روز منتظر می‌مانند، معمولاً اولین واکنش این است که بگوییم: «تیم فنی باید مشکل را حل کند.» اما حل‌کردن یک مشکل فنی تنها بخشی از ماجراست. چه کسی باید مشخص کند کدام مشکل در اولویت قرار دارد؟ چه کسی باید با کاربران و مدیران ارتباط برقرار کند؟ علت اصلی اختلال چگونه شناسایی می‌شود؟ از کجا بفهمیم مشکل دوباره تکرار نخواهد شد؟ چه کسی زمان پاسخ‌گویی تیم فناوری اطلاعات را اندازه‌گیری می‌کند و چگونه می‌توان کیفیت خدمات را بهبود داد؟ اینجا دقیقاً همان جایی است که نقش متخصص ITSM یا متخصص مدیریت خدمات فناوری اطلاعات اهمیت پیدا می‌کند. متخصص ITSM کسی نیست که فقط با یک نرم‌افزار تیکتینگ کار کند یا گزارش تعداد درخواست‌ها را استخراج کند. او باید میان فناوری، فرایند، افراد، تأمین‌کنندگان و اهداف کسب‌وکار ارتباط برقرار کند. مأموریت اصلی او این است که فناوری اطلاعات از مجموعه‌ای از تجهیزات و نرم‌افزارها به مجموعه‌ای از خدمات قابل‌اندازه‌گیری، قابل‌اعتماد و ارزش‌آفرین تبدیل شود. ITSM به مدیریت سرتاسری خدمات فناوری اطلاعات، از طراحی و ارائه تا پشتیبانی و بهبود مستمر آن‌ها می‌پردازد. بنابراین متخصص ITSM باید هم عملیات روزانه را بشناسد و هم بتواند تصویر بزرگ‌تری از نیازهای سازمان ببیند. متخصص ITSM دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟ عنوان «متخصص ITSM» در همه سازمان‌ها معنای کاملاً یکسانی ندارد. در یک شرکت ممکن است این فرد بیشتر درگیر طراحی و پیاده‌سازی فرایندها باشد. در سازمانی دیگر، مدیریت ابزار Service Desk، تعریف گردش کارها، کنترل SLA یا تهیه گزارش‌های مدیریتی بر عهده او قرار می‌گیرد. در بعضی سازمان‌های بزرگ نیز وظایف ITSM میان چند نقش تقسیم می‌شود؛ برای مثال: بنابراین متخصص ITSM ممکن است یک نقش اجرایی، تحلیلی، مشاوره‌ای یا مدیریتی داشته باشد. وجه مشترک همه این نقش‌ها، تلاش برای ارائه خدمات پایدارتر، سریع‌تر و متناسب‌تر با نیاز کسب‌وکار است. تفاوت متخصص ITSM با کارشناس پشتیبانی چیست؟ کارشناس پشتیبانی معمولاً روی پاسخ‌گویی به درخواست‌ها و رفع مشکلات کاربران تمرکز می‌کند. متخصص ITSM علاوه بر بررسی عملکرد پشتیبانی، به ساختار و کیفیت کل سیستم ارائه خدمت توجه دارد. برای مثال، اگر کاربران دائماً درباره قطع‌شدن یک سرویس تماس بگیرند، کارشناس پشتیبانی تلاش می‌کند هر مورد را برطرف کند؛ اما متخصص ITSM می‌پرسد: متخصص ITSM فقط به بستن تیکت‌ها فکر نمی‌کند؛ او به حذف علت تکرار تیکت‌ها و بهبود تجربه دریافت‌کننده خدمت فکر می‌کند. مهم‌ترین وظایف متخصص ITSM ۱. شناسایی و تعریف خدمات فناوری اطلاعات اولین وظیفه متخصص ITSM این است که مشخص کند واحد فناوری اطلاعات دقیقاً چه خدماتی ارائه می‌دهد. بسیاری از سازمان‌ها فهرستی از سرورها، نرم‌افزارها و تجهیزات دارند، اما فهرست روشنی از خدمات خود ندارند. برای مثال «سرور Exchange» یک جزء فنی است، درحالی‌که «خدمت ایمیل سازمانی» یک خدمت قابل‌درک برای کاربر و کسب‌وکار محسوب می‌شود. متخصص ITSM در تعریف موارد زیر مشارکت می‌کند: خروجی این فعالیت می‌تواند در قالب کاتالوگ خدمات و سبد خدمات سازمان ثبت شود. ۲. طراحی و بهبود فرایندهای ITSM متخصص ITSM باید فرایندها و روش‌های کاری مرتبط با ارائه و پشتیبانی خدمات را طراحی، مستند و بهبود دهد. مهم‌ترین حوزه‌هایی که معمولاً در دامنه کاری او قرار می‌گیرند عبارت‌اند از: در ITIL، مدیریت خدمات صرفاً به چند فرایند عملیاتی محدود نمی‌شود و مجموعه گسترده‌ای از فعالیت‌ها و شیوه‌های مدیریتی را در بر می‌گیرد. راهنمای رسمی ITIL نیز حوزه‌هایی مانند رخداد، درخواست خدمت، مشکل، تغییر، انتشار، پیکربندی، دارایی و نظارت را در مسیرهای تخصصی خود پوشش می‌دهد. ۳. پیاده‌سازی و مدیریت ابزار ITSM نرم‌افزار ITSM زمانی ارزشمند است که مطابق واقعیت سازمان پیکربندی شده باشد. متخصص ITSM باید بتواند نیازهای سازمان را به گردش کارهای […]