MedaNet Journal

دانش عملی برای مدیریت فناوری اطلاعات

از ITSM و ITIL تا دارایی، عملیات، امنیت، هویت و محصولات ManageEngine؛ موضوع را پیدا کنید، سناریو را بخوانید و به اجرا برسید.

مسیرهای مطالعه

بر اساس مسئله بخوانید، نه فقط بر اساس تاریخ

تازه‌های مدانت

جدیدترین مقالات

با انتشار مطالب جدید، این بخش خودکار به‌روز می‌شود.

  • وبینار رایگان ITSM , ESM

    وبینار رایگان ITSM (مدیریت خدمات فناوری اطلاعات) و ESM (مدیریت خدمات سازمانی) بهمراه مقایسه این دو حوزه یک فرصت عالی برای یادگیری شماست. زمان وبینار: پنجشنبه ۲ اسفند…

    ادامه مقاله

  • COBIT چیست؟

    کوبیت (COBIT) یک چارچوب بین‌المللی است که برای حاکمیت و مدیریت فناوری اطلاعات طراحی شده است. این چارچوب توسط ISACA (Information Systems Audit and Control Association) ایجاد شده…

    ادامه مقاله

  • کوبیت، کووید نیست!

    مدیر:”بچه‌ها ما باید کووید رو خیلی زود پیاده‌سازی‌کنیم….”یکی از کارشناسان:” منظورتون کوبیته دیگه؟”مدیر با غضب:”حالا هرچی. مهم اینه باید بریم سراغش.”کارشناس:”اگه کووید باشه که خودش میاد سراغمون نیازی…

    ادامه مقاله

  • یکپارچگی Splunk با Endpoint Central

    شک نکنید در بحث مدیریت خدمات بر پایه ITIL و امنیت اطلاعات بر پایه ISMS هر درخواست مانند یک نخ در بافت پیچیده‌ی خدمات است، جایی که اسپلانک…

    ادامه مقاله

  • راهنمای جامع مدیریت رخدادها

    این جمله را لابد شنیده‌اید: آه! خطر بزرگی از سر گذشت! امیدواریم دیگر تکرار نشود! در یک دهه گذشته، ما هزاران رخداد را مدیریت کرده‌ایم. به عنوان یک…

    ادامه مقاله

  • FOS چیست؟

    در این مقاله، FOS به Failover Server اشاره دارد؛ سرور یا نودی که برای ادامه سرویس در صورت از دسترس خارج شدن نود اصلی آماده می‌شود. Failover می‌تواند…

    ادامه مقاله

  • Cold Site چیست؟

    Cold Site یک مرکز پشتیبان است که در آن فقط فضای فیزیکی برای راه‌اندازی تجهیزات وجود دارد و هیچ‌گونه سرور، نرم‌افزار یا داده‌های به‌روز شده در آن ذخیره…

    ادامه مقاله

  • Warm Site چیست؟

    Warm Site یک مرکز پشتیبان است که نسبت به Hot Site هزینه کمتری دارد و در آن تجهیزات و نرم‌افزارهای اصلی برای راه‌اندازی مجدد سیستم‌ها آماده هستند، اما…

    ادامه مقاله

  • Hot Site چیست؟

    Hot Site یک سایت بازیابی بحران است که زیرساخت، ارتباطات و بخش عمده قابلیت‌های لازم برای ادامه سرویس را از قبل آماده نگه می‌دارد تا در صورت از…

    ادامه مقاله

  • چتر نجات دیجیتالی برای کسب‌وکارهای حیاتی با هات سایت

    ساعت ۳ نصف‌شب است و یک اتفاق مهلک رخ داده که حجم تماس‌های گاه و بیگاه را روانه‌ی مدیر فناوری اطلاعات که در خواب ناز است کرده. مدیری…

    ادامه مقاله

  • راهکاری برای بقا در بحران‌ها

    یک کارمند کینه به دل گرفته، یک حمله سایبری، یک خرابی سخت‌افزار یا حتی یک اتفاق پیش‌بینی نشده نظیر جنگ و سیل و زلزله می‌تواند در یک لحظه…

    ادامه مقاله

  • DRP چیست؟

    DRP یا Disaster Recovery Plan برنامه‌ای عملیاتی برای بازیابی سرویس‌ها، سیستم‌ها و داده‌های حیاتی پس از یک بحران فناوری اطلاعات است. DRP مشخص می‌کند چه چیزی باید بازیابی…

    ادامه مقاله

KEEP LEARNING

موضوعی در ذهن دارید؟ از جست‌وجوی مدانت شروع کنید

میان صدها مقاله، راهنما، محصول و صفحه تخصصی، سریع‌تر به پاسخ مناسب برسید.

جست‌وجو در کل مدانت
مهر ۱۰, ۱۴۰۳

RPO چیست؟

RPO مخفف Recovery Point Objective یا «هدف نقطه بازیابی» است؛ یعنی حداکثر مقدار داده‌ای که سازمان حاضر است در یک بحران از دست بدهد. RPO معمولاً به‌صورت یک بازه زمانی بیان می‌شود. RPO پاسخ این سؤال است: «اگر سیستم از کار افتاد، داده‌ها حداکثر تا چه زمانی قبل از حادثه می‌توانند برگردند؟» یک مثال ساده از RPO اگر RPO یک سامانه مالی ۱۵ دقیقه باشد، راهکار Backup یا Replication باید طوری طراحی شود که در بدترین حالت بیش از ۱۵ دقیقه داده از دست نرود. اگر آخرین Backup چهار ساعت قبل باشد، این معماری با RPO پانزده‌دقیقه‌ای سازگار نیست. تفاوت RPO و RTO RPO میزان از دست‌رفتن داده را محدود می‌کند؛ در حالی که RTO حداکثر زمان قابل‌قبول برای بازگرداندن سرویس است. مثلاً ممکن است RPO برابر ۱۵ دقیقه و RTO برابر ۲ ساعت باشد. RPO چه اثری بر Backup و Replication دارد؟ RPO چندساعته ممکن است با Backup دوره‌ای قابل دستیابی باشد. RPO کوتاه‌تر معمولاً به Backupهای پرتکرار، Snapshot یا Replication نیاز دارد. RPO نزدیک به صفر می‌تواند معماری پیچیده‌تر و هزینه بیشتری ایجاد کند. صرف داشتن Backup کافی نیست؛ بازیابی و صحت داده نیز باید تست شود. RPO را چگونه تعیین کنیم؟ RPO باید بر اساس ارزش و نرخ تغییر داده، اثر از دست‌رفتن اطلاعات، الزامات قانونی و هزینه بازیابی تعیین شود. خروجی Business Impact Analysis کمک می‌کند برای هر سرویس RPO واقع‌بینانه تعریف شود. RPO و RTO باید داخل Disaster Recovery Plan ثبت شوند و با تست‌های دوره‌ای اثبات شوند. برای مقایسه عمیق‌تر نیز مقاله نقش RTO و RPO در تاب‌آوری خدمات فناوری اطلاعات را ببینید. سخن پایانی RPO عددی برای تیم Backup نیست؛ یک تصمیم کسب‌وکاری درباره میزان داده‌ای است که سازمان توان از دست‌دادنش را دارد و معماری فنی باید برای تحقق آن طراحی شود.
مهر ۱۰, ۱۴۰۳

OLA چیست؟

OLA (Operational Level Agreement) یا «توافق‌نامه سطح عملیاتی» توافقی داخلی میان تیم‌ها و واحدهای یک سازمان است که مشخص می‌کند برای پشتیبانی از یک خدمت، هر تیم چه مسئولیتی دارد، در چه زمانی باید اقدام کند و چه خروجی‌ای تحویل دهد. تفاوت OLA و SLA چیست؟ SLA معمولاً تعهد میان ارائه‌دهنده خدمت و مشتری را تعریف می‌کند؛ اما OLA توافقی درون‌سازمانی است که کمک می‌کند تیم‌های داخلی بتوانند همان SLA را محقق کنند. موضوع SLA OLA طرف‌های اصلی ارائه‌دهنده خدمت و مشتری تیم‌ها و واحدهای داخلی تمرکز تعهد سطح خدمت هماهنگی عملیاتی برای تحقق خدمت نمونه حل P1 حداکثر در 2 ساعت شبکه ظرف 15 دقیقه بررسی را آغاز کند OLA چه چیزهایی باید مشخص کند؟ دامنه خدمت و تیم‌های درگیر مالکیت هر فعالیت و مسئولیت‌ها زمان پاسخ و زمان تحویل داخلی مسیر Escalation در صورت تأخیر روش اندازه‌گیری و گزارش عملکرد نحوه بازنگری توافق در صورت تغییر سرویس مثال OLA در Service Desk فرض کنید SLA با واحد مالی می‌گوید Incident بحرانی باید حداکثر طی دو ساعت حل شود. برای تحقق این تعهد، OLA می‌تواند تعیین کند Service Desk ظرف 10 دقیقه تیکت را ثبت و دسته‌بندی کند، تیم Network ظرف 15 دقیقه بررسی را آغاز کند و DBA در صورت ارجاع حداکثر ظرف 20 دقیقه پاسخ دهد. OLA چه تفاوتی با Underpinning Contract دارد؟ OLA میان تیم‌های داخلی تنظیم می‌شود؛ اما Underpinning Contract (UC) به تعهد یک تأمین‌کننده یا پیمانکار بیرونی اشاره دارد که از ارائه خدمت پشتیبانی می‌کند. هر دو باید طوری طراحی شوند که SLO و SLA اصلی قابل دستیابی باشند. سخن پایانی OLA خوب مرز بین تیم‌ها را به دیوار تبدیل نمی‌کند؛ دقیقاً مشخص می‌کند چه کسی، چه کاری را، تا چه زمانی انجام می‌دهد تا تجربه مشتری قربانی ابهام داخلی نشود.
مهر ۹, ۱۴۰۳

مدل‌سازی تمرینات ITIL‌ با BPMN

مدل‌سازی تمرینات ITIL‌ با BPMN مدل‌سازی فرآیندها مانند نقاشی یک تابلو است؛ با هر جزئیات کوچک، تصویر کلی بهتر و واضح‌تر می‌شود. در دنیای امروز، جایی که سازمان‌ها با چالش‌های پیچیده و تغییرات سریع مواجه هستند، بهینه‌سازی فرآیندهای کسب‌وکار به یک ضرورت بدل شده است. در این راستا، ITIL (کتابخانه زیرساخت فناوری اطلاعات) به عنوان یک چارچوب معتبر برای مدیریت خدمات فناوری اطلاعات شناخته می‌شود. این چارچوب به سازمان‌ها کمک می‌کند تا خدمات خود را بهبود بخشند، کیفیت را افزایش دهند و تجربه مشتری را ارتقا دهند. از سوی دیگر، BPMN (مدل‌سازی و نشانه‌گذاری فرآیندهای کسب‌وکار) به عنوان ابزاری قدرتمند برای طراحی و مستندسازی فرآیندها به کار می‌رود. با استفاده از BPMN، سازمان‌ها می‌توانند فرآیندهای پیچیده خود را به شکل بصری و قابل فهمی مدل‌سازی کنند، که این کار به تحلیل، بهینه‌سازی و حتی اتوماسیون فرآیندها کمک می‌کند. ارتباط این دو مفهوم در این است که BPMN به عنوان یک زبان استاندارد و گرافیکی، ابزاری ایده‌آل برای پیاده‌سازی و مستندسازی فرآیندهای ITIL فراهم می‌کند. با ترکیب این دو، سازمان‌ها قادر خواهند بود تا نه‌تنها فرآیندهای خود را به شکل مؤثری مدیریت کنند، بلکه از طریق شبیه‌سازی و تجزیه و تحلیل بصری، به بهبود مستمر و تصمیم‌گیری‌های بهتر دست یابند. این هم‌افزایی بین ITIL و BPMN نه تنها می‌تواند به سازمان‌ها در بهینه‌سازی فرآیندها کمک کند، بلکه موجب تسهیل ارتباط بین تیم‌ها و ذینفعان مختلف می‌شود و در نهایت به خلق ارزش بیشتر برای مشتریان و ذینفعان می‌انجامد. ادامه مطلب در صفحه بعدی…
مهر ۷, ۱۴۰۳

مدیریت دسترسی Access Management

مدیریت دسترسی Access Management در دنیای دیجیتال امروز، جایی که اطلاعات به عنوان یکی از باارزش‌ترین دارایی‌ها به شمار می‌آید، مدیریت دسترسی به یک ضرورت غیرقابل انکار تبدیل شده است. تهدیدات سایبری روز به روز پیچیده‌تر و هوشمندتر می‌شوند و هر گونه سهل‌انگاری در این حوزه می‌تواند عواقب جبران‌ناپذیری برای سازمان‌ها به همراه داشته باشد. مدیریت دسترسی نه تنها حفاظت از اطلاعات حساس را تضمین می‌کند، بلکه به سازمان‌ها این امکان را می‌دهد که به‌صورت مؤثر بر فرآیندهای خود کنترل داشته باشند. با پیاده‌سازی سیستم‌های احراز هویت و مجوزدهی، سازمان‌ها می‌توانند اطمینان حاصل کنند که تنها افراد مجاز به منابع حیاتی دسترسی دارند. در واقع، مدیریت دسترسی به عنوان خط دفاعی اصلی در برابر تهدیدات امنیتی، نقش کلیدی در ایجاد اعتماد و حفاظت از اعتبار سازمان ایفا می‌کند. در این عصر اطلاعات، یک استراتژی مدیریت دسترسی کارآمد می‌تواند تضمین‌کننده امنیت و موفقیت سازمان‌ها باشد. در ITIL v3، تمرین Access Management (مدیریت دسترسی) به‌عنوان یک تمرین مستقل تعریف شده و بخش مهمی از مدیریت خدمات IT به شمار می‌آید که به طور خاص بر نحوه‌ی کنترل و مدیریت دسترسی کاربران به منابع و خدمات در یک سازمان متمرکز است ولی اثری از مدیریت دسترسی بطور مستقل در ITIL4 نیست…این تمرین کجاست؟ اهداف Access Management در ITIL v3: فرآیندهای کلیدی Access Management: ارتباط با سایر تمرین‌ها: Access Management به شدت با سایر تمرین‌های ITIL، از جمله Incident Management و Change Management در ارتباط است. برای مثال، در صورت بروز یک حادثه امنیتی، Access Management باید بتواند به‌سرعت دسترسی‌ها را بررسی و در صورت نیاز تغییرات لازم را اعمال کند. بعبارتی: در ITIL v3، Access Management به‌عنوان یک عنصر کلیدی در مدیریت خدمات IT شناسایی می‌شود که به حفاظت از داده‌ها و سیستم‌ها و مدیریت موثر دسترسی کاربران کمک می‌کند. در ITIL 4، مفهوم Access Management به‌طور مستقیم به عنوان یک تمرین مستقل وجود ندارد، اما جنبه‌های مرتبط با آن در تمرین‌های دیگر گنجانده شده است. در این نسخه، ITIL بر روی یکپارچگی و هم‌پوشانی فرآیندها تأکید دارد و بسیاری از فعالیت‌ها به‌طور کلی‌تر و به‌عنوان بخشی از مدیریت خدمات و امنیت اطلاعات بررسی می‌شوند. چرا؟ ادامه در صفحه بعدی…
مهر ۷, ۱۴۰۳

استفاده از DMZ در اندپوینت سنترال

یکی از اصول بنیادی در طراحی زیرساخت‌های امن فناوری اطلاعات، جلوگیری از در معرض قرار گرفتن مستقیم سرورهای داخلی در برابر اینترنت است. سرورهایی که درون شبکه سازمانی فعالیت می‌کنند – به‌ویژه آن‌هایی که داده‌های حساس یا سرویس‌های مدیریتی ارائه می‌دهند – نباید مستقیماً از بیرون قابل دسترسی باشند. چرا که این وضعیت، سطح حمله (Attack Surface) را افزایش داده و ریسک نفوذ، بهره‌برداری از آسیب‌پذیری‌ها و دسترسی غیرمجاز را به‌مراتب بیشتر می‌کند.استفاده از یک ناحیه ایزوله‌شده مانند DMZ و پیاده‌سازی سرور واسط (Secure Gateway) به‌عنوان لایه‌ای میانی بین اینترنت و شبکه داخلی، راهکاری مؤثر برای مقابله با این تهدیدها و تقویت امنیت ساختاری سازمان محسوب می‌شود. در ادامه، فهرستی از دلایل فنی، امنیتی و عملیاتی یا به عبارتی سناریوهایی که استفاده از معماری DMZ ضروری یا توصیه‌شده است آورده شده است: دلایل و سناریوهای استفاده از DMZ سناریو/دلیل شرح جلوگیری از دسترسی مستقیم به سرور داخلی از اینترنت اگر سرور اصلی (مثلاً Endpoint Central، AD، یا DB) نباید به‌صورت مستقیم در معرض اینترنت قرار گیرد، DMZ یک لایه حائل ایجاد می‌کند. مدیریت کاربران راه‌دور (Roaming Users) زمانی‌که نیاز است کاربران خارج از سازمان یا دفاتر شعب به سیستم‌ها متصل شوند، بدون ورود به شبکه داخلی، از طریق Gateway در DMZ این ارتباط امن برقرار می‌شود. آپدیت و Patch از اینترنت بدون ریسک نفوذ مستقیم در معماری‌هایی که نیاز به دریافت وصله‌های امنیتی یا آپدیت نرم‌افزار از اینترنت است ولی نباید سرور داخلی به اینترنت متصل باشد. نیاز به بازرسی ترافیک خارجی قبل از ورود به شبکه داخلی با قرار دادن Gateway یا Proxy در DMZ، می‌توان ترافیک را بررسی، فیلتر یا لاگ‌برداری کرد. استفاده از سرورهایی که باید هم با شبکه داخلی و هم با اینترنت ارتباط داشته باشند مثلاً سرور Secure Gateway، Web Server، Mail Relay، Reverse Proxy، VPN Gateway و… پیاده‌سازی معماری Zero Trust یا Least Privilege در معماری‌هایی که اصل تفکیک لایه‌ها برای امنیت اجرا می‌شود، DMZ به‌عنوان منطقه میانی تعریف می‌شود. کاهش سطح حمله به شبکه اصلی (LAN) با محدود کردن تعداد سرویس‌هایی که مستقیماً با شبکه بیرونی کار می‌کنند، ریسک نفوذ به شبکه کاهش می‌یابد. نیاز به انجام تست‌های امنیتی، Red Team و نفوذپذیری در محیط کنترل‌شده می‌توان تست‌های برون‌سازمانی را روی سرورهای DMZ انجام داد بدون تأثیر بر شبکه داخلی. اتصال به سامانه‌های دولتی یا بانکی که دسترسی مستقیمی به شبکه داخلی ندارند برای ارتباط امن با درگاه‌های خاص که فقط IP یا VPN خاصی را مجاز می‌دانند. برگزاری رویدادهای عمومی، پورتال‌ها یا سامانه‌های تحت وب برای مشتریان/مراجعه‌کنندگان سامانه‌های رو به اینترنت (مانند فرم‌های ثبت‌نام، سامانه پشتیبانی و…) باید در DMZ قرار گیرند تا از شبکه داخلی جدا باشند. چگونه سرور Gateway امن را در ناحیه DMZ پیاده‌سازی کنیم؟ ناحیه غیرنظامی (DMZ) با ایجاد یک لایه امنیتی اضافی برای رایانه‌های داخلی سازمان، از داده‌ها و اطلاعات در برابر نشت و آسیب‌پذیری‌ها محافظت می‌کند. DMZ نقش یک بافر را ایفا می‌کند و مانع از دسترسی مستقیم سرور Endpoint Central به اینترنت می‌شود. DMZ چگونه کار می‌کند؟ زمانی که یک سرور Gateway امن در DMZ قرار می‌گیرد و بین یک یا دو فایروال مستقر می‌شود، شبکه داخلی Endpoint Central از دسترسی خارجی ایمن می‌گردد. DMZ با محدود کردن دسترسی از راه دور به سرورهای داخلی حاوی اطلاعات ارزشمند یا حساس، یک لایه امنیتی اضافی فراهم می‌آورد. Agentهای دفاتر راه دور یا کاربران سیار که قصد ارتباط با سرور Endpoint Central را دارند، می‌توانند بدون ورود به شبکه محلی، اطلاعات را دریافت و ارسال کنند. توجه: اگر سرور Endpoint Central را مستقیماً در DMZ پیکربندی کنید، آن سرور به طور مستقیم در معرض اینترنت قرار خواهد گرفت. ایمن‌سازی ارتباط از طریق Secure Gateway Server سرور Gateway امن در Endpoint Central نقش دروازه‌بان ایمن را برای سرور […]